این روزا خیلی خسته ام.خسته ی خسته
از این که تو اداره ام از خودم متنفرم
از اینکه تدریس ضمن خدمت قبول کردم از خودم متنفرم
از اینکه کارام همه عقب افتاده عصبیم
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه
همیشه برام جای سوال بود....که چرا کعبه ی زرتشت؟
بنای باشكوه ايرانى که جزء عجایب هفت گانه ی دنیا نشد!!!!!
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتابهاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش ميکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانطور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» ميگفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع ميشود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يکبار نوروز از ايران شروع ميشود. آخرينباري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.
از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياثآبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقيهاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.
تا امروز حدث ميزدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياثآبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفتهترين، دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقيها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوهاي بسيار ساده اما دقيق و حرفهاي بر عهده داشتند.
تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط ميتوانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا ميتوانستند بسياري از مناسبتها و جشنهاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسلهاي بعدي باقي ماندهاند.
متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچگونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!
اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي ميبودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند! خود شما قضاوت کنید.
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است. در کتابهاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش ميکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانطور که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» ميگفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع ميشود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يکبار نوروز از ايران شروع ميشود. آخرينباري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.
از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياثآبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقيهاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.
تا امروز حدث ميزدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياثآبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفتهترين، دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقيها» در نقاط مختلف ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوهاي بسيار ساده اما دقيق و حرفهاي بر عهده داشتند.
تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط ميتوانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا ميتوانستند بسياري از مناسبتها و جشنهاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسلهاي بعدي باقي ماندهاند.
متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچگونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!
اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي ميبودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند! خود شما قضاوت کنید.
۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه
28مرداد
از 28 مرداد یه اتفاق جدید دیگه هم افتاد.....که خودم باعثش شدم... بد نیست اما خوب هم نیست این بیشتر گیجم میکنه...منتظرم ببینم چی پیش میاد..
امسال تابستان....
وقتی به خودم و خانواده نگاه می کنم می بینم امسال تابستان سختی را پشت سر گذاشتیم. همه سعی کردیم قوی باشیم و .. از همه بیشتر مادر سعی کرد قوی تر از هر زمان به نظر برسد. مرگ پوزه ی نامبارکش رو خیلی به خانواده نزدیک کرده بود.نفس هاش رو روی صورت خانواده حس می کردم.هر وقت از مرگ حرف می زدیم مادر عصبانی می شد. عجیب بود که اینبار مادر عصبانی نشد، فقط به درد گریه کرد. تصادف سخت برادرم (ح) و اقدام خودکشی خواهرم (م). خوشبختیم که هر دو بخیر گذشت. خوشبختیم که هنوز (م) قرار است زجر را تحمل کند ،خوشبختیم که هنوز پدر هیچ اقدامی برای بهبودی وضع او انجام نمی دهد. خوشبختیم که ..... خوشبختیم. گیجم ،گیج گیج از حوادثی که اتفاق افتاد.حوصله ی نوشتن ندارم... بیزارم ...
۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه
پیوست
الان دوباره خوندم چی نوشتم... این نوشته های یک معلم ادبیات نیست...نوشته های مهرانه پاییزان ...مثل خودش آشفته و درهم... وفقط تو می تونی من رو به خاطرش ببخشی....
می بوسمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
برای آذر
سلام.آذر عزیزم
برات اینجا می نویسم چون نه ایمیل هام سند میشه و نه نظرهایی که برای بلاگت میذارم.
خوبی آذر من؟
هزاران بار تبریک ......نمی دونی چقدر براتون خوشحالم.
آذر اینجا و اوضاع و احوالش گفتن نداره.همه خوبن ...همه زندگیهاشون رو دارن و غم وغصه هاشون رو.و من باید مواظب باشم غم و غصه هام و مشغله هام وارد زندگی هاشون نشه.
پذیرفتن تدریس دوره ی ادبیات فارسی کار اشتباهی بود.تقریبن تمام وقت من رو گرفت. از 8 مرداد تا به حال به کارای خودم نرسیدم.هم استرس تدریس ، هم درگیری کار همه عذاب آوره.نه اینکه سخت باشه ولی تدریس برای معلمایی که همه فکر می کنن از تو محق ترند کار طاقت فرساییه.از طرفی چیزایی رو تدریس کنی که اصلن نه دوستشون داری نه بهشون پایبندی. این از او غلطاییه که هیچ وقت دیگه انجامش نمی دم.
آذر....خوبی؟ پسرمون خوبه؟ مامان خوبه؟فهمیدم که سهیل ایران.. امیدوارم بهش خیلی سخت نگذره.
میدونی که دوست دارم...... دوستون دارم و از گفتنش هم خسته نمیشم....
از تظاهر به روزه خسته شدم.... حالم از دین بهم میخوره....باید یه کمی بخوابم...فردا کلاس دارم..تا آخر هفته باید بجنبم...
آذر مواظب خودتون باش.........
نمی دونم چی نوشتم...خسته ام ..خیلی... خیلی.....
برات اینجا می نویسم چون نه ایمیل هام سند میشه و نه نظرهایی که برای بلاگت میذارم.
خوبی آذر من؟
هزاران بار تبریک ......نمی دونی چقدر براتون خوشحالم.
آذر اینجا و اوضاع و احوالش گفتن نداره.همه خوبن ...همه زندگیهاشون رو دارن و غم وغصه هاشون رو.و من باید مواظب باشم غم و غصه هام و مشغله هام وارد زندگی هاشون نشه.
پذیرفتن تدریس دوره ی ادبیات فارسی کار اشتباهی بود.تقریبن تمام وقت من رو گرفت. از 8 مرداد تا به حال به کارای خودم نرسیدم.هم استرس تدریس ، هم درگیری کار همه عذاب آوره.نه اینکه سخت باشه ولی تدریس برای معلمایی که همه فکر می کنن از تو محق ترند کار طاقت فرساییه.از طرفی چیزایی رو تدریس کنی که اصلن نه دوستشون داری نه بهشون پایبندی. این از او غلطاییه که هیچ وقت دیگه انجامش نمی دم.
آذر....خوبی؟ پسرمون خوبه؟ مامان خوبه؟فهمیدم که سهیل ایران.. امیدوارم بهش خیلی سخت نگذره.
میدونی که دوست دارم...... دوستون دارم و از گفتنش هم خسته نمیشم....
از تظاهر به روزه خسته شدم.... حالم از دین بهم میخوره....باید یه کمی بخوابم...فردا کلاس دارم..تا آخر هفته باید بجنبم...
آذر مواظب خودتون باش.........
نمی دونم چی نوشتم...خسته ام ..خیلی... خیلی.....
اشتراک در:
پستها (Atom)